اسفند

اسفند ماه است که می رسد . حواست هست ؟ هست . چند سال می شود راستی که اسفند برای من عزیز شده ؟ که یا خود تو را تویش دارد یا انتظار آمدنت را؟ چند سال می شود ؟ من اگر الان جای تو بودم ، دست راستم را مشت می کردم ، به پشت دستم خیره می شدم و امتداد انگشت میانی را دنبال می کردم تا برسم به آن برآمدگی عجیب ؛ یادت رفته بود نه ؟ و من یادت می اندازم  از یک روز بهار که می رفتیم سوغات ایرانی بخریم برای دوستان تو ، و تو کشف کردی که حتی برآمدگی عجیب پشت دستهایمان شکل هم است ، شکل هم عجیب است ، شکل هم جا خوش کرده پشت دست راست . تو کشفش کردی و تو ذوق کردی و تو برای اولین بار گونه ام را بوسیدی ؛ بی اجازه . حواسم بود ؟ بود .

   

/ 0 نظر / 13 بازدید