سواد نقطه بینش ز خال توست مرا

داشتم فکر می کردم که هر نوزاد ایرانی حق دارد از مادری زاده شود که حافظ خوانده باشد ، فهمیده باشد . داشتم فکر می کردم که مادری که حافظ بخواند و بفهمد ، چقدر مادریش پخته تر است . چقدر حرفهای تازه خواهد داشت برای کودکی که بزرگ می شود . که بزرگ می شود و نا امن می شود خانه اش گاهی . بی عدالتی می بیند ، بی امید می شود ، بی آرزو می شود گاهی ، و به هر حال بزرگ می شود و به هر حال سخت می شود برایش که رشد ، زاییده رنج است اصلاً .

برای کودکی که تاب رنج را ندارد ،که می بیند آدمها ی دوست داشتنی زندگیش چقدر غریبه می شوند گاهی ، چقدر نا رحم می شوند گاهی ، چقدر دور می روند گاهی، مادری که حافظ می فهمد ؛ سر کودکش را روی زانو می گیرد و برایش می گوید که این روزهای سخت تمام می شوند ، که می گذرد ، که خدا بزرگ است . برای مادری که به مهربانی غزلهای حافظ است ، کودکش همیشه مثل یک کودک می تواند گریه کند اگر دیگر شانه امنی نداشت ، می تواند پناه بخواهد اگر دیگر خانه ای نداشت ،  می تواند دل شکستنهایش را تعریف کند اگر دیگر گوش شنوایی نداشت .

و من از کودکی خوشبختی این را داشته ام که مادرم حافظ بخواند ، بفهمد . من از کودکی این نیک بختی را داشته ام که روزهای سخت سخت سخت را تنهایی زنده نباشم لااقل. اینجا کسی هست که یک عالمه مهربانی ته چشمهایش دارد و شبهایی که من در ته خوابم ناله می کنم برایم آب میاورد و موهایم را از روی پیشانیم کنار می زند و مرا به اسم صدا می زند . کسی هست که یادم داده روزهای خوب خالص دوستی را عشق است ، دل را عشق است ، معرفت را عشق است . کسی است که یادم داده نپرسم چند /چقدر / چه مقدار و در عوضش ببخشم و ببخشم و ببخشم .

من پیش او یاد گرفته ام که نوبت مادریم که برسد ، برای کودکم شعر بخوانم و یادش بدهم دنیا روی دو کلمه ساخته شد اصلاً و باید که به کلمات اعتماد کند هر چند اگر همیشه اعتمادش نتیجه ندهد . من نزد او یاد گرفته ام که اگر تنها ترین تنهایان شوی ، باز هم خدا هست . من از او یاد گرفته ام که اگر همه دنیا تو را گذاشتند کنار ، تو از دنیا بگذر که همه می گذاریم و می گذریم یک روزی دیر یا زود .

من دوست دارم که مثل او  آنقدر مهربان بشوم که یک روز اگر کودکم آمد و از کسی گله کرد ، در هر خاک و خانه ای باشم ، جدا از هر زبانی که مرسوم باشد ، به فارسی ، به فارسی فارسی فارسی مثل لهجه مهربان مادرم برایش بخوانم:

وفا و مهر نکو باشد ار بیاموزی

وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند

/ 0 نظر / 14 بازدید